آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

669

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

مباحث مفصلى مشتمل بر علوم طبيعى و جغرافيا و امور حقوقى و فقهى و غيره را ، كه موجب تفصيل اوستاى ساسانيست ، به خود هموار نمىكردند . از اين گذشته چگونه ميتوان باور كرد ، كه در طى چند سالى كه ايران براى حيات و ممات خود با تازيان مىجنگيد ، موبدان موفق به گرد آوردن 21 نسك اوستا تدوين آن بالفباى پهلوى شده باشند ، يعنى كتابى كه طبق حساب وست داراى 700 / 345 كلمه بوده است ، و سپس ، در طى قرنى . كه دچار تضييقات مادى و معنوى اعراب فاتح بودند ، و هر روز بگوشه‌اى رانده مىشدند ، و از نفوذ و قدرت آنان كاسته ميشد ، و پيروان آنها دين كهن خود را رها مىكردند ، فرصت اختراع الفباى جديدى را ، كه امروز بالفباى اوستايى مشهور است ، و نتيجه مطالعه دقيق و عالمانه فونتيك و اصوات زبان مقدس مىباشد ، يافته ، و آنگاه 21 نسك اوستا را به اين الفباى جديد نقل كرده باشند ! ؟ و نيز با اين اوضاع و احوال ، چگونه ممكن بود بتوانند در قرن بعد بترجمه و تفسير كلمه نسك‌ها به زبان پهلوى بپردازند ، كه به حساب وست بيش از دو مليون كلمه داشته است ، و آنوقت از اين ترجمه در قرن نهم ميلادى ، هنگامى كه مؤلفان دينكرد خلاصه اوستاى ساسانى را در كتاب خود مىآوردند ، قسمت‌هايى مفقود شده بود ! در بين مطالبى ، كه آبه‌نو از متون سريانى نقل كرده است ، فقط در يك عبارت ، آن هم طبق ترجمه خود او « 1 » « 2 » ، صريحا گفته شده است ، كه اوراد و ادعيه زردشتيان به خط ثبت نگرديده است . اين عبارت مأخوذ از تاريخ شهادت يشوع سبران « 3 » است ، كه در حدود سال 630 ميلادى ، يشوع‌يبه « 4 » نوشته است ، و در آن چنين گويد ، كه يكنفر زردشتى ، كه از دين خود برگشته بود و از خاندان موبدان بود ، « عادت داشت ادعيه و اوراد مجوسى را از دهان بياموزد ، زيرا سخنان و تعاليم

--> ( 1 ) - ص 194 - 193 ، يادداشت 2 از مقاله فوق الذكر . ( 2 ) - 180 . ( 3 ) - Isho sabhran ( 4 ) - Isho'yabh